عكسهاي آتليه
بالاخره CD عكسهاي النا خانوم به دستم رسيد البته لازم به توضيحه كه النا خانومي توي
آتليه به شدت از صدا و نورفلاش دوربين خانوم عكاس ترسيد و اين توي عكسهاش مشخصه
خوب اين هم عكسهاي خانوم خانوما
سلام سلام

النا خانومی ما حالا ۱۵ ماهه شده و بی مقدمه باید بگم که خانوم خانوما حالا
به صورت مستقل راه میره و ما بسیار از این بابت خوشحالیم ![]()
دختر قشنگم اولین گامهای زندگیت مبارک از ته دل آرزو می کنم
که تمامی گامهای زندگیت رو استوار و محکم برداری و یکی یکی
پله های ترقی و موفقیت رو بالا بری
و دیگه اینکه النا خانوم ۱۵ ماهه
دایره فرهنگ لغاتش افزایش یافته
النا حالا برای ابراز احساساتش میگه جیجر و اتل و منظورش همون جیگر و عسله
موقع بستن پمپرز به عکس روی اون اشاره میکنه و میگه بب یعنی ببر
موقع تشنگی میگه آده یعنی آب به 
موقعی که پدرش لباس بیرون می پوشه با ذوق به سمتش می دوه و میگه دد
خبر دیگه اینکه النا خانوم در این ماه صاحب سومین دندان خود شد که با بی اشتهایی و
بی حوصلگی عسل خانومی همراه بود
عکسهای النا در این ماه
دومین سفر به شمال
دومین سفر النا به شمال کشوراز تاریخ ۳۰ مهر الی ۲ آبان سال ۱۳۸۸ صورت گرفت
در این سفر النا از تماشای مناظر زیبای طبیعت لذت بیشتری برد و با تیزبینی بیشتری به
در تمام طول سفر النا بسیار شادمان بود و این شادمانی در چهره اش کاملا نمایان بود
ما در این سفر در شهرهای چلندر و نوشهر اقامت داشتیم










































